
چرا شاهزاده رضا پهلوی؟
پیام دوم آقای فرخ خجستە از داخل کشور
نام مستعار است
چرا شاهزاده رضا پهلوی؟
جمهوری اسالمی امروز بە واپسین ایستگاه خود رسیده است؛ایستگاهی بی بازگشت، انباشتە از شکست.
کشوری فرسوده، اقتصادی ازهمگسیختە، سامانی ویران، و حکومتی تنها و بییار و یاور در جهان.
شکست نیروهای دستنشانده در خارج از کشور و پشتکردن مردم بە نمایشهای رأیگیری در داخل، گواهی روشن
بر فروپاشی تکیەگاه مردمی این فرمانروایی است. خیزش امروز ایران، خیزش نان نیست؛ خیزش رهایی است!
خیزشی آگاه، آیندهنگر و برانداز. نامی کە در کوچەها و خیابانها طنین انداختە، از سر بخت و باد نیست .
فریاد »پهلوی« نشان میدهد کە ملت ایران راه خویش را یافتە و بە راهکاری روشن رسیده است.
شاهزاده رضا پهلوی نە برای پادشاهی، بلکە برای پیوند دوباره ملت و راهبری گذار از ویرانی بە آبادی ایستاده
است؛ چهرهای با پشتوانە تاریخی، اعتماد همگانی و اعتبار جهانی،کە میتواند زبان گویای خواست یک ملت کهن
ِن باشد. دورمانده از تپش خیابان،
در این میان، گروهی از مخالفا میکوشند این حقیقت را کمرنگ یا وارونە جلوه
دهند؛ با سخنهای بیدندان، فراخوان بە آرام ِش بیفرجام، و پشتیبانیهایی لرزان و ناتمام. اما خیابان راه خود را
برگزیده است.
ملت ایران دهەها همە راههای نرم و کمهزینە را پیموده و بە پایان آنها رسیده است. راه دگرسازی و اصالحطلبی از
ِن یگانە
درون بستە شده است. اندیشەهای کهنە چپ در گذشتە جا ماندهاند، و طرحهای تکەتکەسازی هرگز جای ایرا
و استوار را نخواهند گرفت.
امروز خاموشی، گناه است . خواست مردم آشکار و بیپرده است:
همە نیروهای آزادیخواه باید از خود بگذرند، دست در دست هم بگذارند، و گرد شاهزاده رضا پهلوی برای
پایاندادن بە جمهوری اسالمی همپیمان شوند.
امروز زمان گزینش است؛ یا خیزش برای رهایی ایران، یا پراکندگی و فروغلتیدن دوباره در شکست.
فرخ خجستە
سەشنبە ۱۶ دی ۱۴۰
