
امروز دیگر جای ابهام، مصلحتاندیشی و پنهانکاری نیست. صفها روشن شدهاند.
امروز دیگر جای ابهام، مصلحتاندیشی و پنهانکاری نیست. صفها روشن شدهاند.
در یکسو، اکثریت مردم ایران ایستادهاند؛ مردمی که آزادی، ایران، هویت ملی، سکولاریسم و آیندهای بدون جمهوری اسلامی میخواهند. در کنار آنان، شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان نماد وحدت ملی، تداوم تاریخی ایران و تنها محور قابل اتکای( گذار ملی ) قرار دارد.
در سوی دیگر، ائتلافی متعفن و ورشکسته صف کشیده است:
چپهای شکستخورده و وابسته، مجاهدین خلق با کارنامهای سیاه از خیانت، ملاهای حاکم و مزدوران ایدئولوژیکشان، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی از حشدالشعبی و لشکر فاطمیون گرفته تا هر جریان بیهویت و مشکوکی که دشمنی با پهلوی و ایرانِ مستقل را مأموریت خود کرده است.
اینها نه آلترناتیو هستند، نه اپوزیسیون، و نه نماینده مردم.
اینها ادامه همان ویرانیاند؛ فقط با نقابهای متفاوت.
نبرد امروز ایران، نبرد میان «چپ و راست» یا «جمهوری و پادشاهی» نیست؛
نبرد میان ایران و ضدایران است.
میان کسانی که کشور را میخواهند و کسانی که یا آن را ویران کردهاند یا رؤیای ویرانیاش را در سر دارند.
هرکس امروز در برابر اتحاد ملی میایستد، آگاهانه یا ناآگاهانه، در جبهه بقای جمهوری اسلامی ایستاده است. تاریخ با هیچکس تعارف نخواهد داشت.
ایران آزاد خواهد شد؛
نه با ایدئولوژیهای پوسیده،
نه با گروههای فرقهای،
و نه با مزدوران داخلی و خارجی،
بلکه با اراده مردم و بازگشت حاکمیت ملی.
صف خود را انتخاب کنید.
اکبر جاورسینه
