
اپوزیسیون ۴۷ ساله جمهوری اسلامی؛ مبارزه با پهلوی یا مبارزه با جمهوری اسلامی؟
اپوزیسیون ۴۷ ساله جمهوری اسلامی؛ مبارزه با پهلوی یا مبارزه با جمهوری اسلامی؟
طی چند ماه اخیر، بهویژه پس از آنکه شاهزاده رضا پهلوی مسئولیت و آمادگی خود را برای ایفای نقش در دوران گذار از جمهوری اسلامی اعلام کرد، شاهد آن هستیم که بخش قابل توجهی از نیروهای موسوم به اپوزیسیون، از چپ تا راست، آگاهانه یا ناآگاهانه در برابر او و حامیانش صفآرایی کردهاند. بسیاری از این گروهها به جای تمرکز بر مبارزه با جمهوری اسلامی، تمام توان خود را صرف حمله، تخریب، اتهامزنی و توهین به شاهزاده رضا پهلوی کردهاند.
پرسش اینجاست که چرا چنین رویکردی در پیش گرفته شده است؟
به باور من، دو دلیل عمده را میتوان پشت این رفتار مشاهده کرد. نخست آنکه برخی از این جریانها عملاً تمایلی به سقوط جمهوری اسلامی ندارند، زیرا با از میان رفتن این نظام، بخش مهمی از جایگاه سیاسی، رسانهای و حتی منافع خود را از دست خواهند داد. دوم آنکه از پایگاه مردمی و نفوذ اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی نگران هستند و بیم آن دارند که در یک فضای آزاد و رقابتی، نتوانند حمایت عمومی لازم را به دست آورند.
اگر مخالفتها به گونهای باشد که در عمل به سود بقای جمهوری اسلامی تمام شود، نتیجه آن چیزی جز کمک غیرمستقیم به استمرار این نظام نیست. اما اگر واقعاً معتقدند که شاهزاده و جریان طرفدار او از حمایت مردمی برخوردار نیستند و مردم با آنان همراه هستند، پس چرا از مراجعه به رأی مردم هراس دارند؟ بگذارید ابتدا جمهوری اسلامی کنار برود و سپس مردم ایران در یک فضای آزاد و دموکراتیک درباره آینده کشور تصمیم بگیرند.
البته در کنار این جریانهای سیاسی، گروهی دیگر نیز وجود دارند که صرفاً بر اساس پیشداوریها و تبلیغات چند دهه گذشته با نام پهلوی مخالفت میکنند. طی بیش از چهار دهه آنقدر به آنان گفته شده که «پهلوی مساوی دیکتاتوری است» که بدون مطالعه، تحقیق و بررسی واقعیتهای تاریخی، همان شعارها را تکرار میکنند.
به باور من، نیروهای مخالف جمهوری اسلامی تنها یک فرصت تاریخی برای گذار کمهزینه از این نظام دارند و آن بهرهگیری از ظرفیت و جایگاه شاهزاده رضا پهلوی است. دلایل این دیدگاه نیز روشن است؛ جلوگیری از هرجومرج، جلوگیری از انتقامگیریهای کور، حفظ امنیت و ثبات کشور، جلوگیری از تجزیه و ویرانی ایران و فراهم کردن زمینه برای انتقال قدرت از طریق رأی آزاد مردم.
افزون بر این، شاهزاده رضا پهلوی صرفاً به دلیل پیشینه خانوادگی خود مطرح نیست؛ او شخصیتی شناختهشده در سطح بینالمللی، آشنا با نظامهای دموکراتیک غربی و مدافع مراجعه به رأی مردم است. بارها تأکید کرده که شکل نظام آینده ایران باید توسط مردم تعیین شود، نه توسط یک فرد یا جریان سیاسی خاص.
بنابراین خطاب من به طیف خاکستری و مردد جامعه این است که با دقت بیشتری به رویدادها بنگرند و تحت تأثیر تبلیغات، شعارها و تخریبهای سیاسی قرار نگیرند. آینده ایران را باید بر اساس منافع ملی، آزادی، ثبات و خواست مردم ساخت، نه بر پایه کینههای تاریخی و رقابتهای گروهی.
امیدوارم همه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، هدف اصلی یعنی آزادی ایران و استقرار حاکمیت مردم را فراموش نکنند.
به امید آیندهای بهتر
پاینده ایران
بشیر امیرخانی
1.6.2026
