
"در آشوب ٥٧ یارسانها خواستند کە شاە نرود و خمینی نیاید"
حالا میخواهند خامنەای برود و شاهزادە بیاید!
تاریخ ایران بارها نشان داده است که ترس و پیشداوری کور فرصتهای تاریخی را به فاجعه بدل میکند. در آشوب ۵۷، بخشی از جامعه، از جمله اقلیتهای مذهبی مانند یارسان، هشدار میدادند که اسلامیزه شدن قدرت، حقوق اقلیتها را تهدید میکند. تحلیل آنها درست بود و حق داشتند که برای ابقای نظام پهلوی خود را با آب و آتش بزنند؛ زیرا میدانستند جایگزینی حکومت با ایدئولوژی مذهبی، زندگی و امنیت آنان را تهدید میکند. آنها در سالهای منتهی به ۵۷، به دلیل همین مقاومت، مورد غضب شدید قرار گرفتند و از آنها انتقام سخت گرفته شد.
امروز، همان منطق تحلیلی ادامه دارد، آنها اکنون همصدا با سایر هممیهنان بپاخاستە خود میخواهند کە خامنەای برود و شاهزادە برگردد! از اینرو جان در گرو خیزش کنونی گذاشتەاند و در تقابل جانانه با حاکمیت جمهوری اسلامی هستند تا مسیر آزادی، عدالت و شکوفایی ایران هموار شود. آنان برای به دست آوردن عزت، احترام و آزادیهای مشروع خود حاضر به پرداخت هزینه شدەاند و این شجاعت، بخشی از میراث تاریخی و مقاومت کنونی آنان را شکل میدهد.
با این حال، هنوز برخی پیشداوری میکنند که شاهزادە رضا پهلوی حتماً دیکتاتور خواهد شد، این نگاه نه تحلیل سیاسی است و نه منطقی؛ بیشتر به سخن رمالها و طالعبینان شباهت دارد تا نقد واقعی. واقعیت روشن است: انتخاب یا رد یک فرد باید بر اساس عملکرد، مواضع و تعهد به سازوکارهای دموکراتیک او باشد. هر پیشداوری کور، راه را برای تداوم استبداد کنونی کە کارنامە سیاهش زبان زد عام شدە، همچنان هموار نگە میدارد.
هماکنون سد نیروهای سرکوبگر حکومت جمهوری اسلامی شکسته شده است و فقط اندکی مانده که فرو بریزد؛ اما برای عبور کامل، نیاز به فشار بیشتر و حضور گسترده مردم در خیابانها است، همانطور که شاهزاده رضا پهلوی در رهنمودهای خود تأکید کردهاند کە "خیابانها را بە تسخیر خود درآورید".
برای اثرگذاری واقعی، انسجام بیشتری در شعارها و وحدت گستردهتر در خیزش لازم است تا حکومت با کمبود نیرو و منابع برای سرکوب مواجه شود و توان مقاومت را از دست بدهد .البتە شعارها خود گویای واقعیات هستند: وقتی میگویند : "مرگ بر دیکتاتور" ، "این آخرین نبردە ، پهلوی بر میگردە" یا صداهای پرشور " این است شعار ملی، رضا، رضا پهلوی"، این نشانه برجسته شدن نماد یک گزینه گذار موقت و دموکراتیک است و نه تبلیغ سلطنت مادامالعمر.
حسین خلیفە، ٤م ژانویە ٢٠٢٦
