
قطعنامهای که روز گذشته علیه ایران در سازمان ملل به تصویب رسید، صرفاً یک قطعنامه عادی و مشابه بسیاری از قطعنامههای پیشین نبود.
قطعنامهای که روز گذشته علیه ایران در سازمان ملل به تصویب رسید، صرفاً یک قطعنامه عادی و مشابه بسیاری از قطعنامههای پیشین نبود. آنچه بسیاری از ناظران از کنار آن به سادگی عبور کردند، همراهی همزمان حزب دموکرات آمریکا با انگلیس و فرانسه در حمایت از این اقدام بود؛ موضوعی که از منظر برخی تحلیلگران میتواند نشانهای از تحولات عمیقتر در معادلات قدرت جهانی باشد.
اگر کمی به عقب بازگردیم، کمتر از دو ماه پیش پادشاه بریتانیا در سفری کمسابقه راهی ایالات متحده شد. از نگاه برخی تحلیلها، آن سفر حامل پیامهایی فراتر از تشریفات دیپلماتیک بود؛ پیامی که از تغییر توازنهای سنتی قدرت در جهان حکایت داشت. پس از آن نیز شاهد تغییراتی در مواضع سیاسی لندن بودیم؛ بهگونهای که دولت بریتانیا تحت فشارهای داخلی و خارجی ناچار به تعدیل برخی رویکردهای پیشین خود شد.
در همین حال، سکوت نسبی رهبران اروپایی که پیشتر با صراحت بیشتری در صحنه بینالمللی ظاهر میشدند، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. فرانسه دیگر همان نقش پررنگ گذشته را ایفا نمیکند و در برخی کشورهای اروپایی نیز نشانههایی از بازگشت گرایشهای ملیگرایانه بیش از گذشته به چشم میخورد.
از منظر این تحلیل، مجموعه این تحولات را میتوان بخشی از فرآیند انتقال قدرت در نظام بینالملل دانست؛ فرآیندی که به تدریج نفوذ تاریخی برخی بازیگران سنتی را کاهش داده و زمینه را برای شکلگیری آرایشهای جدید فراهم میکند. حتی برخی معتقدند که خاورمیانه نیز در حال تجربه دگرگونیهای ژئوپلیتیکی عمیقی است که آثار آن در سالهای آینده آشکارتر خواهد شد.
در ادبیات برخی محافل سیاسی و نظریههای قدرت، مفهومی با عنوان «خلق نظم از دل بینظمی» مطرح میشود؛ ایدهای که بر این باور استوار است که هر نظم جدید، پیش از استقرار، دورهای از آشفتگی و سردرگمی را پشت سر میگذارد. بر اساس این نگاه، جهان امروز در یکی از پرتنشترین و پیچیدهترین مقاطع خود قرار دارد؛ اما درست در نقطه اوج بینظمی است که نشانههای نظم جدید به تدریج پدیدار میشوند.
اگر این تحلیل را بپذیریم، شاید آنچه امروز شاهد آن هستیم صرفاً مجموعهای از رخدادهای پراکنده نباشد، بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری نظمی نوین در عرصه جهانی باشد؛ نظمی که بازیگران و ائتلافهای آن با آنچه در دهههای گذشته میشناختیم تفاوتهای اساسی خواهند داشت.
— ناصرخانی
