شرایط «نه جنگ و نه صلح» جمهوری اسلامی را از بحران نجات نخواهد داد
شرایط «نه جنگ و نه صلح» جمهوری اسلامی را از بحران نجات نخواهد داد
مدتی است روابط میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در وضعیتی پیچیده و فرسایشی قرار گرفته است؛ نه جنگ به معنای یک رویارویی تمامعیار، و نه صلح و توافقی پایدار. این وضعیت، بیش از آنکه به معنای پایان بحران باشد، به نظر میرسد مرحلهای از یک رویارویی طولانی برای به دست آوردن اهرمهای بیشتر در مذاکرات و میدان سیاسی باشد. برخی تحلیلگران نیز وضعیت موجود را «نه جنگ و نه صلح» توصیف کردهاند.
از نگاه من، یکی از مهمترین اختلافات در درون ساختار جمهوری اسلامی، تفاوت میان محاسبات بخشهایی از دولت و دستگاه دیپلماسی با منافع و نگرانیهای سپاه پاسداران و جریانهای تندرو است. دولت ممکن است برای کاهش فشار اقتصادی و باز کردن راه مذاکره به دنبال نوعی توافق باشد، اما بخشهایی از ساختار قدرت، بهویژه نیروهایی که بقای سیاسی و اقتصادی خود را به ادامه وضعیت موجود گره زدهاند، ممکن است پذیرش شروط گسترده آمریکا را تهدیدی مستقیم علیه جایگاه خود بدانند.
موضوع فقط تحریم یا برنامه هستهای نیست. مسئله اصلیتر، آینده ساختار قدرت در ایران و جایگاه نهادهای نظامی و امنیتی در آن است. به همین دلیل، هرگونه توافقی که بتواند دامنه قدرت این نهادها را محدود کند، برای جریانهای تندرو هزینهای بسیار سنگین خواهد داشت.
در مقابل، آمریکا نیز ظاهراً به دنبال آن است که با فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی، جمهوری اسلامی را به پذیرش یک توافق وادار کند. گزارشهای اخیر نشان میدهد که واشنگتن همچنان بر فشار اقتصادی و انزوای جمهوری اسلامی تأکید دارد، در حالی که همزمان مسیرهای دیپلماتیک نیز کاملاً بسته نشده است.
اما خطر اصلی در چنین شرایطی، محاسبه اشتباه است.
اگر سپاه پاسداران و جریانهای تندرو به این نتیجه برسند که ادامه روند موجود، موقعیت آنها را بیش از پیش تضعیف میکند، ممکن است به جای عقبنشینی، دامنه تقابل منطقهای را افزایش دهند. در چنین سناریویی، احتمال گسترش حملات به منافع آمریکا و متحدانش در منطقه و حتی زیرساختهای غیرنظامی، موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
بي شك اينبار اگر سپاه پاسداران حمله را از سر بگيرد فرودگاهاي اقلیم کردستان عراق از جمله اربیل و سلیمانیه در امان نخواهند ماند. شكي نيست هرگونه حمله به فرودگاهها یا زیرساختهای غیرنظامی این منطقه میتواند بحران را از یک رویارویی میان تهران و واشنگتن به بحرانی گستردهتر در منطقه تبدیل کند. با این حال، درباره اینکه آمریکا در چنین شرایطی دقیقاً چه واکنشی نشان خواهد داد، نمیتوان با قطعیت سخن گفت و هرگونه پیشبینی در این زمینه باید صرفاً به عنوان یک سناریوی احتمالی مطرح شود.
اما در کنار همه این تحولات نظامی و سیاسی، یک مسئله مهمتر نباید فراموش شود: مردم ایران.
در دیماه گذشته، هزاران ایرانی در اعتراضات سراسری جان خود را از دست دادند یا زخمی و بازداشت شدند. سازمانهای حقوق بشری از کشتار گسترده معترضان و استفاده مرگبار نیروهای امنیتی علیه مردم گزارش دادهاند و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز در ژانویه ۲۰۲۶ سرکوب اعتراضات را محکوم و خواستار ادامه تحقیقات درباره آن شد.
با وجود این، واکنش بسیاری از دولتهای جهان به اندازه ابعاد این فاجعه نبود. این سکوت یا واکنشهای محدود، از نگاه بسیاری از ایرانیان، یکی از تلخترین بخشهای رفتار جامعه بینالمللی در برابر جمهوری اسلامی بود.
مسئله فقط این نیست که چه کشوری با جمهوری اسلامی مذاکره میکند یا چه کشوری با آن اختلاف دارد. مسئله این است که در تمام این معادلات، صدای مردم ایران نباید فراموش شود.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته تلاش کرده است بقای خود را با سرکوب داخلی، ایجاد بحران خارجی و استفاده از تنشهای منطقهای تضمین کند. اما فشار اقتصادی، بحران مشروعیت، نارضایتی اجتماعی و اختلافات درونی، عواملی هستند که در کنار فشارهای خارجی میتوانند آینده این ساختار را تحت تأثیر قرار دهند.
از نگاه من، مسئله امروز فقط پایان یک بحران نظامی یا رسیدن به یک توافق میان تهران و واشنگتن نیست؛ مسئله اصلی، آینده ایران و حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش است.
اگر روزی این نظام تغییر کند، تاریخ تنها درباره کسانی که در قدرت بودند قضاوت نخواهد کرد؛ درباره دولتها و کشورهایی نیز قضاوت خواهد کرد که در برابر سرکوب مردم ایران چه موضعی گرفتند و تا چه اندازه صدای قربانیان را شنیدند.
جمهوری اسلامی ممکن است با مذاکره، فشار، تحریم یا حتی یک توافق موقت، برای مدتی دیگر به حیات سیاسی خود ادامه دهد؛ اما هیچ توافقی نمیتواند برای همیشه پرسش اصلی جامعه ایران درباره آزادی، عدالت، کرامت انسانی و آینده کشور را به تعویق بیندازد.
آینده ایران را در نهایت نه سپاه پاسداران، نه آمریکا و نه هیچ قدرت خارجی دیگری نباید تعیین کند؛ این حق مردم ایران است که درباره آینده کشور خود تصمیم بگیرند.
بشیر امیرخانی
26.9.2026
