
تأثير فضاي مجازي مخصوصا رسانههای بينالمللی به نفع رژيم جمهوری اسلامی
تأثير فضاي مجازي مخصوصا رسانههای بينالمللی به نفع رژيم جمهوری اسلامی
آنچه امروز در فضای مجازی میبينيم و میخوانيم به چند دسته تقسيم میشود؛ عدهای فقط برای جذب فالوور و بازديد خبر و تحليلهای فيك منتشر میكنند، عدهای صرفا ناقل گفتهها و تبليغات ديگران هستند، برخی مستقيم خطوط و منافع رژيمهای ديكتاتور را پيش میبرند و گروهی نيز غير مستقيم برای رژيمهای جنايتكاری مانند جمهوری اسلامی لابیگری میكنند و تلاش دارند واقعيتها را پنهان يا تحريف كنند.
رسانههای فارسیزبان مانند بیبیسی فارسی و صدای آمريكا در بسياری مواقع نه صدای واقعی مردم ايران، بلكه بازتابدهنده روايتی هستند كه كمترين هزينه را برای جمهوری اسلامی داشته باشد. بیبیسی سالهاست كه از سوی بخش بزرگی از افكار عمومی به «آيتالله بیبیسی» معروف شده و بسياری معتقدند در بزنگاههای حساس تاريخی همواره تلاش كرده تصويری قابلقبولتر از جمهوری اسلامی ارائه دهد. درباره صدای آمريكا نيز اين پرسش وجود دارد كه چرا رسانهای كه بايد بازتابدهنده صدای مردم تحت ستم باشد، در بسياری موارد به تريبونی خنثی و بیاثر تبديل شده است.
در ماههای اخير و در جريان جنگ و تنشهای ميان آمريكا، اسرائيل و جمهوری اسلامی، اين رسانهها هرگز آنگونه كه بايد صدای واقعی مردم ايران، كشتارها، سركوبها، زندانها، اعدامها و جنايات چهل و چند ساله جمهوری اسلامی را منعكس نكردند. بيشتر تلاش شد تصويری مظلوم از حكومتی ارائه شود كه خود عامل اصلی بحران، خشونت و نابودی زندگی ميليونها انسان بوده است.
جمهوری اسلامی تنها با نيروهای نظامی و امنيتی حكومت نمیكند؛ بلكه با جنگ رسانهای، سانسور، تحريف حقيقت و نفوذ در افكار عمومی نيز بقای خود را تضمين میكند. وقتی رسانهای به جای بازتاب درد و خواسته مردم، به عادیسازی يك رژيم سركوبگر بپردازد، عملا در خدمت ادامه همان سركوب قرار گرفته است؛ حتی اگر نام بیطرفی و حرفهایگری بر خود بگذارد.
امروز وظيفه مردم و فعالان مستقل اين است كه اجازه ندهند حقيقت قربانی تبليغات و بازیهای سياسی شود. تاريخ نشان داده است كه سكوت، تحريف و بیتفاوتی رسانهای در برابر جنايت، خود نوعی همدستی با ظلم است.
بشير اميرخاني
27.5.2026
