
در خصوص ائتلاف پنج حزب کُرد سنی
در خصوص ائتلاف پنج حزب کُرد سنی
اعلام ائتلاف پنج حزب کُرد سنی، بیش از هر چیز یک واقعیت مهم را آشکار کرد: این مجموعه نمیتواند مدعی نمایندگی همهی کُردهای ایران باشد. چرا؟ زیرا وقتی سخن از «کُرد در ایران» به میان میآید، این عنوان صرفاً محدود به بخشی از جغرافیای شمالغرب کشور نیست، بلکه استانهای مهم و تأثیرگذاری چون ایلام و کرمانشاه را نیز دربر میگیرد؛ دو استانی که جمعیت گستردهای از کُردها در آنها زندگی میکنند و دارای پیشینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی عمیقی هستند.
با این حال، در میان این ائتلاف پنجگانه، هیچ نمایندهای از این دو استان بزرگ دیده نمیشود. این غیبت، پرسشی اساسی را ایجاد میکند: چگونه میتوان بدون حضور و مشارکت نمایندگان بخش بزرگی از جامعه کُرد ایران، ادعای نمایندگی کلیت آن را مطرح کرد؟
نکتهای بسیار مهمتر آن است که مردم دو استان کرمانشاه و ایلام همواره خود را ایرانی دانستهاند و هویت ایرانی را بخشی جداییناپذیر از هویت تاریخی و فرهنگی خویش میدانند. در طول تاریخ معاصر و حتی پیش از آن، این مناطق هیچگاه در مسیر تجزیهطلبی حرکت نکردهاند و همراهی با پروژههای تجزیه ایران در کارنامه آنان دیده نمیشود. دلیل آن روشن است: مردم این مناطق خود را ایران میدانند و ایران را از آنِ خود میدانند. برای آنان، تمامیت ارضی ایران نه یک شعار سیاسی، بلکه یک اصل بنیادین و غیرقابل معامله است؛ اصلی که از نان شب نیز اولویت بیشتری دارد.
از همین رو، نمیتوان با نادیده گرفتن این واقعیت تاریخی و اجتماعی، ادعای نمایندگی همه کُردهای ایران را مطرح کرد. هر جریانی که بخواهد سخن از آینده سیاسی کُردها بگوید، ناگزیر است جایگاه و اراده این دو استان بزرگ و سایر کُردهای میهندوست در سراسر کشور را به رسمیت بشناسد.
از سوی دیگر، ترکیب این پنج حزب نیز برای افکار عمومی ناشناخته نیست. شمار نیروهای انسانی آنها، میزان پایگاه اجتماعیشان و همچنین امکانات و ظرفیتهای عملیاتی و سیاسیشان تا حد زیادی مشخص است. این مجموعه از چه ظرفیت عملی برای تحقق شعارهای بزرگ خود برخوردار است؟ آیا ابزار سیاسی، انسجام تشکیلاتی، حمایت مردمی گسترده و توان میدانی لازم برای پیشبرد اهداف اعلامی وجود دارد؟
تجربه منطقهای نیز در این زمینه قابل تأمل است. این احزاب نه از نظر قدرت سازماندهی، نه از نظر انسجام، و نه از نظر تجربه سیاسی و میدانی، قویتر از نمونههای مشابه در منطقه نیستند. تجربههای منطقهای نشان داده است که بدون پشتوانه گسترده اجتماعی، بدون وحدت واقعی و بدون درک دقیق از موازنههای منطقهای و بینالمللی، شعارهای بزرگ لزوماً به نتایج بزرگ منتهی نمیشود.
هیاهوی فضای مجازی و بیانیههای پرطمطراق، هیچگاه معادلات میدانی را تغییر ندادهاند. سیاست، بهویژه در منطقهای پیچیده، بیش از هر چیز به واقعیتهای میدانی، توان سازمانی، مشروعیت اجتماعی و حمایت مردمی وابسته است. نمیتوان با اتکا به تبلیغات رسانهای و تحرکات محدود، خود را به عنوان نماینده یک ملت معرفی کرد.
نکته دیگر، پیشینه برخی از این جریانهاست. بخشی از این گروهها در دهههای گذشته درگیر اختلافات شدید داخلی بودهاند. اکنون چگونه میتوانند بدون بازنگری جدی در گذشته و بدون ارائه پاسخ روشن به افکار عمومی، خود را نماینده رسمی و فراگیر مردم کُرد معرفی کنند؟ اعتماد عمومی امری نیست که صرفاً با اعلام ائتلاف به دست آید؛ این اعتماد نیازمند کارنامهای روشن، برنامهای عملی و پشتوانه مردمی واقعی است.
در مورد مناطق مکریان نیز، میزان نفوذ و پایگاه اجتماعی این احزاب موضوعی است که باید با دقت و بر اساس واقعیتهای میدانی سنجیده شود. ممکن است در برخی مناطق محدود، حمایتهایی وجود داشته باشد؛ اما آیا این حمایت به حدی است که بتوان آن را به کل جامعه کُرد ایران تعمیم داد؟ بیتردید پاسخ به این پرسش نیازمند ارزیابی عینی است.
در نهایت، هرگونه ادعای نمایندگی یک جامعه بزرگ، نیازمند سه عنصر اساسی است:
۱. شمول جغرافیایی و اجتماعی واقعی
۲. پشتوانه مردمی گسترده و قابل سنجش
۳. برنامهای عملی و قابل اجرا بر اساس واقعیتهای سیاسی
بدون این سه عنصر، هر ائتلافی ـ هرچند پر سر و صدا ـ بیشتر یک حرکت نمادین خواهد بود تا یک نیروی تعیینکننده در معادلات سیاسی.
حميد رضا ايرانپور
26.2 2026
